به خاطر داشته باشید نور ، زندگی را به سمت خود جذب می کند . هر چه شما
روشن بین تر باشید ، انسان ها ، بیشتر شیفته ی شما خواهند شد...
به خاطر داشته باشید نور ، زندگی را به سمت خود جذب می کند . هر چه شما روشن بین تر باشید ، انسان ها ، بیشتر شیفته ی شما خواهند شد
. آن هم نه برای موها یا لباس هایتان ، بلکه به سبب عشقتان که می درخشد و
پرتوافشانی می کند . چنانچه سرشار از عشق باشید افراد مناسب را به سمت خود
جذب خواهید کرد . کسانی که آمادگی عشق را ندارند و مهیای آن نیستند ، شما
را نخواهند دید . زیرا تحمل درخشندگی و نورانی بودن شما را ندارند .
نورانی بودن شما ، چشم آن ها را می زند . درست مانند خفاشانی که از نور
گریزان و فراری اند .
پس چنانچه تشنه ی عشق ، محبت و توجه هستید ، سعی کنید آن را در خودتان بجویید و پیدا کنید
. روی خودتان کار کنید ، مدیتیشن کنید ، کتاب بخوانید ، در سمینارهای رشد
و تغییر شخصیت شرکت کنید . هر کاری لازم شد انجام دهید تا عشق را نخست در
درون خودتان پیدا کنید و دیگران نیز آن را روی صورت و چهره ی شما مشاهده
نمایند . این همان عاشق بودن است . عاشق بودن به این معناست که همواره در
حالتی از عشق غوطه ور باشید . نه اینکه عاشق کسی باشید . عشق حقیقی و
راستین نیز همین است . سپس کسی را برای خود بیابید که او نیز مانند شما از
درون غنی و عاشق باشد . می توانید عشق خود را با یکدیگر سهیم شوید . اگر
دو نفر را که از قبل عاشق بوده اند ، بیاورید و در یک رابطه و ازدواج قرار
دهید ، رابطه و ازدواجی فوق العاده خواهند داشت . هرگز مجبور نیستید کسی
را پیدا کنید و سپس با عشق درون خودتان تماس برقرار کنید . این نوع از عشق
یک شبه اتفاق نمی افتد . این گونه عشق ، نوعی مرام ، منش و رفتار است . می
توان گفت این نوع متعالی و برتر از عشق طریق است .
همه ی ما ظرفیت های فوق العاده و نامحدودی برای عشق و عشق ورزیدن داریم که هرگز از آن استفاده نمی کنیم
. چنانچه عشق را در درون خودتان ایجاد کنید ، معشوق را نیز به راحتی
خواهید یافت . اما این میسر نخواهد بود مگر آنکه نور و روشنایی را در درون
خودتان یافته باشید . اگر باتری هایتان ضعیف و سولفاته باشند چراغ هایتان
تا دو خیابان آن طرف تر را بیشتر روشن نخواهند کرد ؛ چنانچه قوی و شارژ
شده باشند نورشان تا آن طرف کهکشان را نیز روشن خواهد ساخت . به طوری که
هر چیز را در مسیر آن خواهید دید .
حال
این موضوع که چگونه خود را از درون غنی سازیم و باتری هایمان را شارژ کنیم
، موضوع دیگری است که در جایی دیگر به آن خواهیم پرداخت . اما می
توانید شب ها در رختخواب یا در جای دیگری که مدیتیشن می کنید یا در مکانی
که به نوعی برایتان مقدس و محترم است بنشینید ، چشم هایتان را ببندید و در
درون خودتان تعمق کنید و سعی نمایید منبع و سرچشمه ی عشق درونتان را
بیابید و آن را با تمام وجود احساس کنید و در آن آبتنی کنید تا خود را از
آن سرشار و لبریز سازید و سپس رویاها ، خواسته ها ، نیازها و تمناهای
درونی تان را آشکارا ببینید و حس کنید و در سکوت – در سکوت اقتدارفراوانی
نهفته است – نور و روشنایی را ببینید که از هر سو بر شما تابیده می شود و
شما را دربرمی گیرد . سپس فرم و شکل خارجی معشوق و زوج الهی خود را در آن
ببینید و تجسم کنید . هرگز مجبور نیستید سعی کنید صورت او را ببینید یا او را در جا و مکان خاصی نظیر محل کار یا ... ببینید
. فقط او را در خیال خود مجسم کنید و حضورش را احساس کنید . سپس تمام نور
و روشنایی و انرژی را که پیرامون خود می بینید روی او متمرکز کنید . درست
مانند کانون عدسی یا آینه ی مقعر .
توجه داشته باشید که هرگز لازم نیست این تصور یا تجسم شما ، کسی باشد که او را می شناسید . سپس از قلب خودتان با او حرف بزنید
. گویی با معشوق و زوج الهی خود حرف می زنید . به او بگویید که منتظر
ورودش هسنید و دلتان برای دیدارش تنگ شده است . به او بگویید که انتظار
وصالش را می کشید . به او بگویید : "هر شب همین جا دراز می کشم و در عطش
دوری و فراق تو می سوزم . می خواهم خودت را به من نشان دهی ؛ خود را برای
ملاقات تو مهیا و آماده کرده ام ؛ به تو نیاز دارم . هرجا که هستی خودت را
به من نشان بده . راه درازی پیموده ام تا مهیای وصالت باشم . می دانم قبلا
تو را دیده ام و از قبل می شناسم . لطفا به سوی من برگرد . ویژگی های
زیادی را برای نشان دادن به تو در خود رشد داده ام . می خواهم باهم باشیم
می خواهم ...، می خواهم ..."
فراموش نکنید که همه ی این حرف ها را در سکوت قلب خود با او بازگو کنید . با زبان روحتان که همان سکوت است ، با او حرف بزنید
. خواهید دید که انرژی فراوانی را در وجود خود احساس خواهید کرد . می
بینید که امری فراتر از یک تخیل ، تصور یا تجسم ساده در جریان است .
چنانچه این تمرین را با قدرت و تمرکز کافی انجام دهید ، احساس خواهید کرد
چیزی از وجود شما خارج می شود ، تولد می یابد و دوباره به درونتان کشیده
می شود . ممکن است میدان هایی خاص از انرژی را احساس کنید که شما را به
معشوق و زوج الهی تان – هر کجا که هست – متصل و مربوط می سازند . اگر
تمرکز و اقتدار خوبی داشته باشید ، ممکن است حتی پیش از آن که او را در
جهان خارج ببینید ، ارتباطی درونی با او آغاز کنید و به گونه ای شگفت
انگیز با او احساس مؤانست و آشنایی کنید . آن چنان واقعی در تصورات و
تخیلات خود او را پرورانده و خلق کرده اید که به سادگی شناساییش خواهید
کرد . می توانید این تمرین را منظم و مرتب هر شب انجام دهید یا در مواقع
خاص یا مناسبت های ویژه یا در تعطیلات خود آن را تمرین کنید . مواقعی که
احساس تنهایی می کنید ، با این کار پیام هایی را به فرد مورد نظر خود
مخابره می کنید .
لحظه ای بایستید و آن فرد یا انرژی را در تجربه و ادراک خود وارد کنید و همان جا رابطه ای را با او آغاز نمایید . قلبتان را به رویش بگشایید . این کار قلب شما را پالایش خواهد کرد . این تمرین را انجام دهید . از نتایج آن شگفت زده خواهید شد !
ممکن
است کمی عجیب و غریب و مصنوعی به نظر آید اما خواهید دید که از درون اغنا
می شوید و احساس بسیار خوبی در شما ایجاد می شود . عشق را به تاخیر
نیندازید . همین حالا آن را حس کنید . همین الآن کسی شما را دوست دارد ،
چه بدانید و از آن آگاه باشید و چه نباشید . خودتان هم بی گمان کسی را
دوست دارید . چه خودتان بدانید و چه ندانید .
پس کافی است فرصت و امکان آن را به خود بدهید تا چیزی را که از قبل شروع شده است و همچنان نیز جریان دارد احساس کنید
. در ابتدا ممکن است پنهان باشد . اما چنانچه قابلیت و توانایی خود را در
لمس کردن آنچه نادیدنی است به کار بندید ، خواهید دید که حسی از عشق ،
چنان شما را از خود اغنا و سرشار خواهد ساخت که هرگز نظیر آن را درک نکرده
بودید . هنگامی که آن فرد را در فرم فیزیکی و جسمانی نیز دیدید و ملاقات
کردید ، خامه ی روی کیکتان را هم یافته اید ! کیکی که از مدت ها قبل پخته
و خمیرمایه اش را از درون خودتان زده بودید .